لطف الله ناظر کارخانه آجرپزی است که به عنوان واسطه بین کارگران و رئیس عمل می کند. رئیس می خواهد با آنها در مورد تعطیلی کارخانه صحبت کند. همه چیز برای لطف الله این است که سرور، زنی را که دوستش دارد، حفظ کند.

گربه‌های گربستان به طمع رسیدن به آرزوهای خود قصد دارند در مسابقه‌ای که دسیسه مشاور حاکم شهر گربه‌ها است، شرکت کرده و به شهر گربه‌ها عزیمت کنند؛ غافل از اینکه حاکم به کمک تحقیقات و کشفیات گرفسور تصمیم دارد عمر آن‌ها را گرفته و به خودش اضافه کند. او با این کار بیشتر از همه گربه‌ها عمر خواهد کرد. اما شنگول و گربه‌های دیگر با نقشه‌ای به کمک گرفسور که تحت فشارهای حاکم خسته شده‌ است، رفته و سرانجام موفق می‌شوند عمرهای گرفته شده را از حاکم پس گرفته و به گربه‌ها بازگردانند…

قا و خانم بنکس که به دنبال یافتن پرستاری جدید برای مراقبت از فرزندانشان هستند, با مری پاپینز آشنا شده و او را استخدام می‌کنند. از لحظه ورود پاپینز به خانه بنکس‌ها, رویدادهای عجیب رقم می‌خورند که زندگی همه اعضای خانواده را متحول می‌سازد و…

sitemap